بابا صفرى

142

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )

معمولا قمه‌زنها را در تقسيم آن مقدم مىداشتند تا بدينطريق جاى خونى را كه از بدن آنها رفته است پر كنند و از ضعف آنها جلوگيرى نمايند . بعضى از قمه‌زنها در اردبيل شهرت زياد داشتند و چنان قمهء محكم بر سر مىنواختند كه صداى برخورد آن با استخوان جمجمه از فاصله‌اى به گوش انسان مىرسيد . گاهى نيز بطوريكه گفتيم قسمتى از پوست سر بريده شده به زمين مىافتاد . قمه زدن و شبيه درآوردن و دسته راه انداختن در سال 1310 خورشيدى از طرف دولت ممنوع گرديد و در آنسال در دو محلهء عالىقاپو و آقا نقى خرمنى بر اثر تيراندازى مأمورين عده‌اى از پيراهن سفيدان زخمى گرديدند و على نام يكى از آنها كه بدان سبب « على عاشورا » لقب يافته بود تا اين اواخر زنده بود . سال بعد از آن زنهاى محلات سلطان‌آباد و « ديك‌باشى » جمع شده دسته به راه انداختند و تا محلهء اوچدكان پيش آمدند . آنها پرچم و زنجيرزن و غيره نداشتند . بلكه متجاوز از سيصد نفر زن بودند كه چادر بسر انداخته ناله‌كنان حركت مينمودند . در نزديكى ميدان اوچدكان پاسبانها جلوى آنها را گرفتند و چون زنها اصرار داشتند كه به مسجد درآمده عزادارى كنند دست بسلاح برده با تيراندازى هوائى آنها را متفرق ساختند . سردستهء آنها شيرزنى بود بنام « نازى » يا « نازلى » و با آنكه آن زن امروز وجود ندارد بين بانوان اردبيل برشادت معروف و از حسن شهرت برخوردار است . در آن سالها روضه‌خوانى نيز قدغن گرديد و از برگزارى چنين مجالسى ولو بطور خصوصى در منازل هم جلوگيرى شد و گرچه بعد از شهريور 1320 عزادارى باز رونق گرفت ولى شبيه درآوردن و قمه‌زدن همچنان ممنوع گشت . مراسم عاشورا معمولا حوالى ساعت يك بعد از ظهر پايان مىيافت و با آنكه طبق نظر محققان شهادت حضرت امام حسين ( ع ) نزديكيهاى غروب آفتاب اتفاق افتاده است ساكنان اردبيل ، مثل ديگر مردم ايران ، حدود يكساعت بعد از ظهر